مهندسی مجدد فرایند چیست؟

مهندسی مجدد فرایند چیست؟

بهبود فرآیندهای کسب و کار برای سازمان ها و کسب و کارها از آن جهت مهم است که در بازار رقابت باقی بمانند و محصولات و خدمات بهتری ارائه دهند. بهبود فرآیند کسب و کار ([1]BPI) کوششی هدفمند برای درک، نقشه برداری و اندازه گیری روند (فرایند) فعلی، و نهایتاً بهبود عملکرد است. این روش برای بهبود مستمر و تدریجی بسیار موثر است.

امروزه، سازمانها علاوه بر تغییرات تدریجی، به موفقیت های بزرگ می اندیشند. یک روش برای تغییر سریع و بهبود چشمگیر ظهور پدیده بازمهندسی فرایندهای کسب و کار[2]  (BPR) است.

مایکل هامر و جیمز چامپی مهندسی مجدد را" بازاندیشی و بازطراحی بنیادین فرآیندهای کسب و کار برای دستیابی به بهبود فراگیر و اقدامات همزمان برای اندازه گیری کارآئی نظیر هزینه، کیفیت، خدمت و سرعت" تعریف می کنند[3]. برای درک بیشتر خوانندگان عزیز در ادامه خواهیم گفت که بازمهندسی فرایندهای کسب و کار چه چیزی نیست و چه چیزی هست!

بازمهندسی فرایندهای کسب و کار (BPR) چه چیز نیست؟

o        استقرار نرم افزارهای جدید برای پوشش همان فرایندهای قبلی کسب و کار

o        تکامل فرایند قبلی

o        بهبود تدریجی

o        کوچک سازی

o        سازماندهی مجدد و تجدید ساختار صرف

o        راه حل تک بعدی

o        تداوم حفظ وضع موجود

و حالا بازمهندسی فرایند های کسب و کار چه چیزی است؟

o        شروع مجدد و تغییر اساسی در روشهای انجام کسب و کار

o        نوآوری و خلاقیت در ایجاد فرایندهای نو

o        بکارگیری بهترین شیوه ها و توانمندسازها

o        راه حل یکپارچه و چند بعدی

o        تغییرات فرا وظیفه ای و درون واحدی

 o       خروج از جریان مدیریت فعالیتها


[1] - Business Process Improvement

[2] - Business Process Reengineering

[3] - Reengineering the corporation, Michael Hammer, James champy, 2005

فرایند چیست؟

فرایند چیست؟

اگر شما در شعبه بانک در صف منتظر انجام خدمات بانکی برای برداشت وجه از سپرده اتان باشید، می توانید نیاز به ایجاد بهبود در فرایند را حس کنید. در این مورد، "فرایند" فرایند تحویلداری است و هدف این فرایند، اخذ درخواست شما و پرداخت وجه به شما است. این فرایند با اخذ برگه نوبت از سیستم کنترل صف شروع و با دریافت وجه مورد نظرتان و خروج از شعبه به پایان می رسد. شما مشتری شعبه هستید. در بانک خود پول دارید و می خواهید پول خود را برداشت کنید و بانک ارایه کننده خدمات است.

در این مثال، مراحل فرایند فعالیت­هائی هستند که شما بعنوان مشتری و کارکنان شعبه بعنوان ارایه کننده خدمات بانکی انجام می دهند تا برداشت وجه از سپرده محقق شود. در این مثال ساده ما با هم یک فرایند کسب و کار بانکی را توضیح دادیم. فرایندهای دیگر کسب و کاری را که در شعبه و یا محل کار خودتان وجود دارد را در ذهن مرور کنید. مانند درخواست صدور دسته چک، درخواست تسهیلات، واریز وجه به سپرده، عملیات حسابداری، انتقال وجه، افتتاح سپرده جدید، بستن سپرده و غیره

داونپورت و شورت[1] (1990) فرآیند کسب و کار را "مجموعه ای از کارهای مرتبط منطقی که برای رسیدن به نتیجه کسب و کار تعریف شده انجام می شوند" تعریف می کنند. یک فرایند، مجموعه ای ساخت یافته از فعالیت های طراحی شده برای تولید یک خروجی مشخص، برای یک مشتری یا بازار خاص است. این موضوع دلالت بر تاکید قوی بر چگونگی انجام کار در یک سازمان دارد[2]. در نظر آنان، فرایندها دارای دو ویژگی مهم هستند:

1- دارای مشتری اند (داخلی یا خارجی)،

2- از مرزهای سازمان عبور می کند،

یعنی یا در واحد و یا بین زیر واحدهای سازمانی رخ می دهند. فرایندها عموماً با عبارت نقطه شروع و نقطه پایان، رابط ها، و واحدهای سازمان مرتبط، به ویژه واحد مشتری معرفی می شوند. فرآیندهای مهم باید مالک فرایند داشته باشد.


[1] - Davenport & Short

[2] - Davenport(1993)

تاریخچه علم سازمان و مدیریت در ایران

تاریخچه علم سازمان و مدیریت در ایران

بزرگترین سازمان­های قدیم دنیا را می توان در حکومت هخامنشیان و در ایران یافت. دیوان های مختلفی که در نظامهای حکومتی هخامنشیان وظیفه اداره امور را در قالب بزرگترین سازمانهای عصر خود انجام می دادند. اداره امور سپاهیان و شیوه های مدیریت و سازماندهی ارتش (که یکی از پیچیده ترین سازمانها است)، سازماندهی و مدیریت سریعترین سیستم پستی در دوران داریوش اول و بسیاری از نمونه های دیگر نشان می دهد، سازمان داری و مدیریت سازمان در ایران باستان از شکوه و جلال بی نظیری برخوردار بوده است تا جایی که با حضور اعراب در ایران و فراگیری دانش ایرانیان در مدیریت سازمانها، و سازماندهی های بزرگ، اعراب توانستند برای قرن ها بر بزرگترین و حساس ترین بخشهای جهان حکومت کنند و این یکی از بزرگترین خدمات ایران به اسلام قلمداد می شود[1].

اما فعالیتهای علمی در حوزه مدیریت در ایران به سالهای 1333 باز می گردد که طی قراردادی که میان دانشگاه تهران ودانشگاه کالیفرنیای جنوبی منعقد شد، اولین دانشکده علوم اداری و بازرگانی برای تربیت مدیران سازمانهای دولتی و خصوصی تاسیس گردید.

همچنین اولین دانشکده مهندسی صنایع ایران در سال 1347 در دانشگاه صنعتی شریف آغاز بکار کرد و پس از آن در سال 1352 دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت و 1355 دانشکده صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر به این عرصه وارد شدند. بعبارت دیگر عمر مفید علم روز سازمان و مدیریت در ایران نزدیک به 50 سال است ولی همین علم در جهان عمری بیش از 300 سال دارد. با این حال خوشبختانه مدرسان و استاتید بزرگ ایرانی در حوزه علم مدیریت و سازمان در ایران و جهان مشغول بکار هستند و در بخش دانش مدیریت فاصله چندانی با علم روز مدیریت دنیا نداریم.


[1] - برای آگاهی بیشتر به کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، نوشته  شهید، مرتضی مطهری مراجعه شود.

برداشتی آزاد از سخنرانی پرفسور معتمدی در کنفرانس مدیریت

سخنرانی پرفسور معتمدی

نکات مهمی در خصوص استراتژی وجود دارد که باید به آنها توجه نمود.

اول اینکه لازم است مدیریت همیشه برای دوره های مختلف ذخیره استراتژیک داشته باشد و این نکته حیاتی است.

دوم اینکه استراتژی نباید زندان رفتار شود بلکه باید منعطف بوده و بر اساس مقتضیات بروزرسانی شده و امکان اقدامات سریع و متناسب را فراهم آورد. مشکل خشک بودن استراتژیها در Yahoo. که توسط مشاوران جنرال الکتریک (G.E) ارایه شده بود یکی از بزرگترین عوامل عدم توفیق این شرکت در سالهای اخیر بوده است. 

سوم اینکه عامل موفقیت استراتژی، ایجاد تفکر استراتژیک است. سعی شود تفکر استراتژیک در سازمان قبل از شروع برنامه ریزی استراتژیک شروع و همزمان با طرح ریزی و اجرای استراتژیها در سازمان توسعه یابد و تفکر استراتژیک بعنوان یک فرهنگ در سازمان درآید. (Strategic Thinking)

نقش های تیم های توسعه استراتژیک

مشاور می تواند در فرایندها کمک کند، فلذا مشاور استراتژیک باید تسلط کامل بر فرایند و زیر بخشهای آن داشته باشد. کار تدوین استراتژی و تدوین آنها کار استراتژیست های سازمان است. استراتژیست های سازمان باید متمرکز بر الگوهای کسب و کار و شرایط آن، استراتژی ها را تدوین کنند.

هنگامی که از ابتدا عوامل موثر بر تدوین استراتژی با یکدیگر همکاری نمی کنند و تعارض دارند، استراتژی ها از ابتدا شکست خورده اند یا بعبارتی مرده به دنیا می آیند.

بدون همکاری نمی توان طرح ریزی استراتژیک داشت، پرورش همکاری در مدیریت یک آموزش است. از دیگر مشکلات اساسی در شرکت Yahoo که منجر به عدم موفقیت این شرکت شده بود از نگاه کارشناسان، عدم همکاری گروهی در این شرکت بود. استراتژیها باید گروهی تدوین و اجرا شوند. مهمترین درس های مدیران در سازمان رفتار سازمانی است و باید مجبور باشند که یاد بگیرند با هم کار کنند. اگر همکاری نداشته باشند جوابها و راه کارها را به اشتراک نمی گذارند. عدم به اشتراک گذاری دانش­ و راه کارها توسط مدیران تقلب(Cheating) است. تقلب این است که به دوستانت نگوئی جواب چیست و چگونه باید مشکل را حل کرد این امر اگر اتفاق بیافتد، یک عارضه مهم برای سازمان اتفاق افتاده است. امروزه همکاری در سطح دنیا وجود بعنوان یک فرهنگ در حال توسعه است و این همکاری سرعت توسعه را بالا برده است. موضوع استراتژی همکاری فکری است یعنی افراد با هم فکر می کنند. مشاور باید این فرهنگ همکاری را در سازمان ایجاد کند در غیر این صورت چنانچه با اقدامات مشاور این اعتماد از بدنه سازمان سلب شود، برگرداندن این اعتماد کار بسیار دشواری است. برخی ويژگی هایی که مشاور باید داشته باشد عبارتند از اینکه:

1-    مشاور مرض جدیدی به مرض های سازمان اضافه نکند و در سازمان توجه شود که اگر مشاور قبل از اینکه شما مرض را بگوئید جواب را از پیش آماده داشته باشد و یا استراتژی هایی را برای شما تجویز کند که متناسب با شرایط و خواسته های اساسی سازمان شما نیست.

2-    مشاور باید فرایند (Process) را بخوبی بشناسد و به آن تسلط داشته باشد و علاوه بر آن تفکر استراتژیک داشته باشد و بتواند مفاهیم و الزامات این تفکر را به سازمان معرفی نماید.

3-    رفتار و عملکرد مشاور باید بگونه ای باشد که به سازمان برای ساختن اعتمار و بازکردن گره های فکری کمک کند. مشاور می تواند پارادایم های قبلی حاکم بر سازمان را توسعه دهد.

4-    مشاور در کلیه مراحل برنامه ریزی استراتژیک باید به ساختن و اجرای استراتژی کمک کند.

5-    مشاور باید افرادی را که برای استراتژی فکر می کنند را تشویق کند که از فکرهای امروز بگذرند و برای آینده فکر کنند و این فکر ها را برای آینده مستند کنند. آینده پژوهی و تکنیک های آن چیزی است که مشاور باید به سازمان بیاموزد.

همچنین مشاور باید به اندازه ای که برای کار برنامه ریزی استراتژیک لازم است، فیچرهای کسب و کار را بداند. شناخت کم ممکن است مشکل ساز شود و شناخت زیاد هم می توانند کمک نکند.

رابطه استراتژی و نوآوری

 

استراتژی یک مکانیزم نیست، بلکه نوآوری و انجام بموقع تصمیمات اثربخش و صحیح است.

برای دستیابی به اهداف مجبور نیستید بجنگید، جنگ انرژی زیادی از شما می گیرد.


استراتژی نوآوری است و چیزی جز نوآوری نیست. نوآوری کسب و کار یعنی شناخت ارزش گزاره ها و نوآوری تنها نوآوری محصول نیست بلکه نوآوری در بازاریابی، نوآروی در توزیع، و .... نیز شامل نگرش نوآوری است. مشتری تنها دنبال محصول نیست، بلکه به دنبال شهرت و خدمات است. باید خدمات را در زمانی مناسب و مکانی مناسب به مشتری ارایه دهیم تا تجربه مشتری ارتقاء یابد. در نگرش استراتژیک با رویکرد نوآورانه تمرکز بر فعالیتهای دارای ارزش افزوده بسیار مهم است. و فعالیتهای دارای ارزش افزوده وقتی با بهبود تجربه مشتری همراه می شود، جذابیت و اثربخشی بیشتری را هم برای مشتریان و هم برای سازمان به دنبال دارد. بنابراین چنانچه به این موضوع توجه شود که آنچه در بازار کسب و کار امروز مهم است این است که مشتری تجربه بهتری نسبت به محصولات و خدمات سازمان در مقابل به رقبا پیدا کنند و این عامل به عاملی برای ارجحیت سازمان در مقابل رقبا نزد مشتری تبدیل شود. در این حالت مشتری برای تکرار تجربه خوب گذشته، محدداً به سازمان مراجعه خواهد نمود.

هفت عادت شرکت های ناموفق

هفت عادت شرکت های ناموفق


یک) تمرکز فزاینده بر روی کسب و کار موجود.

مشکل این است که هم باید روی کسب و کار موجود تمرکز کنی و هم نوآوری داشته باشی. جمع این دو جمع نقیضین است. بهره برداری بیش از اندازه از محصولات و کسب و کار موجود موجب می شود که رقبا به کسب و کار شما وارد شوند و مزیت شما در کسب و کار از بین می رود. اصل توازن بیانگر این است که میان تمرکز بر روی کسب و کار موجود(محصولات موجود) و نوآوری و خلاقیت تعادل برقرار شود. یعنی ضمن اینکه بر روی محصولات قبلی تمرکز دارید برای خلاقیت و نوآوری محصولات جدید هم تلاش کنید.

    دو)  سندرم ایکاروس: که در برخی موارد به آن دام موفقیت هم گفت می شود. داستان از این قرار است، افسانه ای در یونان باستان داریم که در آن روزی ایکاروس به همراه پدرش دایدالوس تصمیم گرفتند که از زندان فرارکنند، آنان از پرهای بزرگ و قوئی که بروری زمین ریخته شده بود و موم های عسل که در اختیار داشتند بالهائی برای خود ساختند تا از دیوار بلند زندان مینوس گذر کنند، قبل از پرواز دایدالوس رو به فرزندش ایکاروس کرد و گفت، پسرم زیاد به خورشید نزدیک نشو در غیر اینصورت موم ها ذوب می شوند و پرها از تو جدا می شوند. اما ایکاروس پس از پرواز و مغرور از قدرت پرواز هر چه می توانست بالاتر و بالاتر رفت تا اینکه گرمای خورشید موم ها را ذوب کرد و پرها از او جدا شد و او از همان بالا به دریا افتاد. و در افسانه های یونان این دریا بنام او ایکاریا نام گرفت. این داستان یادآوری می کند که وقتی به موفقیتی می رسید درگیر آن نشوید. وقتی در گذشته موفق هستید، تضمینی برای موفقیت در آینده ندارید. دلیل دوم سازمانهای ناموفق این است که غررو زیادی در خصوص موفقیت گذشته خود دارند و این برای سازمان مرگ آور است. همیشه توصیه بزرگان این است خودمان چالش خودمان باشیم.

     سه)   درک ضعیف از نوآوری و نوآوری ضعیف: شاید 20 درصد از موفقیت های بزرگ سازمانها مبتنی بر فناوری و 80 درصد مبتنی بر ارزش ارزش آفرینی است. فناوری کمک می کند ولی کافی نیست. بلکه تجربه موفق مشتری و ارزش آفرینی برای مشتری است که موفقیت و بقای سازمان را تضمین می کند. پس بر روی ایجاد تجربه موفق برای مشتری و ارزش آفرینی در سازمان باید تمرکز بیشتری شود.

    چهار)   تحقیق و توسعه R&D فقط کار تکنولوژیک می کند. اجازه ندهید واحد تحقیق و توسعه فقط کارهای مرتبط با فناوری انجام دهد. یکی از دلایل عدم موفقیت واحدهای تحقیق و توسعه در سازمانها این است که با واحدهای مختلف سازمان ارتباط سازنده ندارد و از اتفاقات جاری سازمان بی خبر است. لازم است همواره توجه داشته باشیم که نوآوری و خلاقیت در جامعه اتفاق می افتد، پس ارتباط با میان واحدهای سازمانی به اشکال ممکن رمز  موفقیت سازمان در ایجاد فضای نوآوری و خلاقیت است.

    پنج)    بیگ بنگ نوآوری یک مرتبه اتفاق نمی افتد. نوآوری گام به گام و توام با آموزش و پرورش مستمر قابل دستیابی است. موفقیت های بزرگ مثل موفقیت استیو جابز در شرکت اپل رویدادی اتفاقی است گرچه سالها تلاش، تفکر و استمرار خواسته های نوآورانه در پشت آن است.

    شش)   امیدواری بیهوده در نوآوری: امیدواری بیهوده در نوآوری شکست زودهنگام بهمراه دارد. تمرکز غیر واقعی بر روی مسیرهائی که نوآوری بهمراه ندارد، آفت نوآوری است و شناخت مسیرهای صحیح و اثربخش که برخواسته از بتن سازمان باشد ضامن موفقیت می باشد. نوآوری در سازمان کار همه کارکنان است، پس بر روی اینکه همه کارکنان در نوآوری و خلاقیت در سازمان شرکت داشته باشند تمرکز کنید.

    هفت ) کمبود و ضعف مدیریت ارشد در حمایت از نوآوری: توجه داشته باشید که نمی توان بدون حمایت مدیریت ارشد جریان نوآوری را در سازمان طرح ریزی نمود و به موفقیت رساند. حمایت مدیریت ارشد و تخصیص منابع لازم برای نوآوری و تشویق و ترغیب کارکنان به نوآوری بسیار مهم است. مدیریت ارشد باید از نوآوری در سازمان را حمایت کند. باید توجه داشت که در واقع CEO مدیر کارآفرینی است. نوآوری های قدیمی اثر کمتری دارند.

تذکر: نوآوری گام به گام اتفاق می افتد نه بصورت یکباره، رخداد IPAD توسط شرکت Apple  اتفاقی بود.

شبکه های اجتماعی و تاثیر آن بر بانکداری

مقدمه

شبکه های اجتماعی مجازی، یکی از اتفاقاتی است که به سرعت در زندگی همه کاربران وب نفوذ پیدا کره و روز به روز جایگاه خود را بیشتر تثبیت می کند. یک شبکه اجتماعی، ساختاری اجتماعی است که از گره­هایی(که عموما فردی یا سازمانی هستند) تشکیل شده‌اند و توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به هم متصل می شوند، بعنوان مثال: قیمت‌ها، الهامات، ایده‌ها، تبادلات مالی، دوستی‌ها، تجارت، خویشاوندی و بسیاری دیگر از این نوع هستند. ساختارهای حاصل از این شبکه ها، اغلب بسیار پیچیده­اند و تحقیقات آکادمیک نشان داده‌است که شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از سطوح، از خانواده‌ها گرفته تا ملت‌ها بکار گرفته می شوند و نقش مهمی در تعیین راه­حل مسائل، اداره کردن تشکیلات و میزان موفقیت افراد در دستیابی به اهدافشان ایفا می‌کند.

تجزیه و تحلیل شبکه‌های اجتماعی (مرتبط با نظریه شبکه‌ها) به عنوان یکی از تکنیک­های کلیدی در جامعه شناسی، انسان شناسی، جغرافیا، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی زبان، علوم ارتباطات، علوم اطلاعات، مطالعات سازمانی، اقتصاد و زیست شناسی مدرن همانند یک موضوع محبوب در زمینه تفکر ومطالعه پدیدار شده‌است.

سازمانهای بزرگ نظیر بانکها و همچنین ساختارهائی همانند شبکه های اجتماعی بدلیل ایجاد تراکنشهای بسیار زیاد، حجم بالائی از داده ها را روزانه ایجاد و ذخیره سازی می کنند. امّا بدلیل حجم خیلی زیاد داده­ها، مغز انسان قادر به تحلیل و مدلسازی رخدادها نیست. از این­رو دانش داده­کاوی بعنوان ابزاری موثر در تحلیل داده­هائی با اندازه­های بزرگ و خیلی بزرگ و با بهره گیری از فناوری اطلاعات به کمک انسان آمده تا با تحلیل، شناسائی و معرفی الگوها و مدلهای پنهان درون داده­ها، آنچه از دید هر کارشناس خبره­ای پنهان می­ماند را نمایان کند. در جهان امروز داده­کاوی مهمترین و کارآمدترین ابزار تجزیه و تحلیل داده­ها است که در کلیه امور زندگی بشر، کاربردهای هوشمندانه و موثری دارد. بانکهای بزرگ و موفق دنیا، داده­کاوی را مهمترین عامل موفقیت خود می­دانند و بزرگترین و خوشنام­ترین ارایه دهندگان سیستم­های نرم­افزاری بانکی (Core Banking) دنیا، مهمترین ويژگی سیستم های خود را تجهیز به دانش داده کاوی و طرح ریزی هوشمندی کسب و کار (Business Intelligence) در این سیستم­ها می­دانند. پس باید گفت، تصور سیستم­هائی با اندازه­های بزرگ، از سیتسم­های بانکی گرفته تا شبکه­های اجتماعی بدون قابلیت داده­کاوی، امری محال است.

 شبکه های اجتماعی در ایران و جهان

مفهوم شبکه های اجتماعی در بین کاربران ایران از سال 1382 و با حضور شبکه اورکات (Orkut.com) رواج پیدا کرد و در مدت کوتاهی آنقدر سریع رشد کرد که پس از برزیل و امریکا، ایران سومین کشور حاضر در اورکات شد. آمارها نشان می­دهد نسبت مشترکین ایرانی شبکه­های اجتماعی، علیرغم محدودیت­های دسترسی به این شبکه­ها، در بین کشورهای خاور میانه و حتی آسیا رکورددار است.

شبکه­های اجتماعی، از اورکات(Orkut)، یاهو۳۶۰ (Yahoo360)، های­فایو(Hi5) و مای­اسپیس (My Space) گرفته تا لینکدین(Linkedin)، توئیتر(twitter)، گوگل پلاس(Google Plus) و فیسبوک(Face book)، همه و همه در زندگی کاربران تاثیر گذار بوده­اند. برخی صرفاً حیطه­های ارتباطات عمومی اجتماعی را پوشش می دهند و برخی حوزه­های ارتباطات تخصصی، تجارت، دوستیابی و ... را هدف قرار داده اند. بهرحال با نگاهی به تعداد کاربران شبکه های اجتماعی پرطرفدار دنیا، به آسانی می­توان میزان تاثیرگذاری این شبکه­ها در جوامع مختلف را درک کرد چنانچه می­توان گفت امروزه در جهان از هر 5 نفر، یک نفر در این شبکه ها عضو هستند و حدود یک و نیم میلیارد کاربر در این شبکه ها تعاملات گسترده ای را رقم می زنند.

قشر جوان و نوجوان استقبال گسترده­ای از شبکه ای اجتماعی مجازی نموده اند، پس بررسی مسائل مربوط به این شبکه­ها جهت اتخاذ تصمیمات صحیح و برنامه­ریزی دقیق توسط مدیران سازمانهای ارایه دهنده خدمات به این اقشار، یکی از واجبات رفتاری بانکها نیز می تواند باشد. کسانی که امروز بعنوان نوجوان و جوان فعالیتهای اجتماعی خود را در شبکه های اجتماعی توسعه می دهند، همان مردان و زنان کسب و کارهای آینده و بعبارتی نیروی کار فعال جامعه هستند که کلیه برنامه ریزی های اجتماعی در حوزه فعالیتهای مالی بطور معمول برای این قشر صورت می گیرد. پس باید بانکها، امروز را مقدمه شناخت رفتارها و سلائق این قشر در آینده بدانند و با تحلیل رفتارهای این گروه ها بیشتر و بهتر آینده ای مطلوب را طرح ریزی کنند.

در ایران طبق برخی آمارهای رسمی و غیر و رسمی بیشتر کاربران شبکه اجتماعی به ترتیب در فیس بوک، کلوب، گوگل پلاس، فیس نما و شبکه متخصصین ایران حضور دارند. آمار دقیقی از تعداد این کاربران وجود ندارد، اما بر اساس همین آمار رسمی و غیررسمی در مجموع بیش از 8 میلیون ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مختلف عضویت داشته و فعالیت دارند از این 8 میلیون بیش از 4 میلیون نفر آن در فیس بوک فعالیت می‌کنند[1].

 فهرست پرکاربرترین شبکه‌های اجتماعی با بیش از 30 میلیون کاربر (از سال 2004 تا 2011)

نام

موضوع

نام شبکه

1,200,000,000

عمومی(عکس، فیلم، بلاگ)-آمریکای شمالی

Facebook

500,000,000

عمومی(عکس، فیلم، بلاگ)-آمریکای شمالی

Twitter

480,000,000

عمومی سرزمین اصلی چین

Qzone

400,000,000

عمومی آمریکای شمالی

Google+

300,000,000

میکروبلاگ سرزمین اصلی چین

Sina Weibo

268,000,000

عمومی برای جوانان

Habbo

160,000,000

عمومی چین

Renren

160,000,000

عمومی و وبلاگ

LinkedIn

123,612,100

عمومی موسیقی مردمی روسیه

Vkontakte

117,000,000

عمومی

Bebo

100,000,000

عمومی

Tagged

100,000,000

عمومی- گوگل - محبوب در هند و برزیل

Orkut

95,000,000

عمومی محبوب در اروپا، ترکیه، جهان عرب و کانادا

Netlog

90,000,000

عمومی محبوب در جنوب آسیا

Friendster

80,000,000

عمومی محبوب در نپال، مغولستان، تایلند، رمانی، جامائیکا، آفریقای مرکزی، آمریکای لاتین

hi5

63,000,000

فیلم

Flixster

51,000,000

دوست یابی و فامیل یابی

MyLife

50,000,000

مدرسه، کالج، کار و نظامی

Classmates.com

50,000,000

عمومی محبوب در آمریکای لاتین، کشورهای اسپانیائی و پرتقالی زبان

Sonico.com

50,000,000

گردآوری کننده داده ها

Plaxo

46,850,000

خدمات فیلم، کتاب و موسیقی چین

douban

45,000,000

همکلاسی های قدیمی محبوب در روسیه و جمهوریهای شوروی

Odnoklassniki

35,000,000

عمومی- انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و پرتقال

Viadeo

32,000,000

اشتراک عکس شبکه فتوگرافی

Flickr

در رتبه بندی جهانی، شبکه­های اجتماعی، کلاب(Cloob) با بیش از یک میلیون مشترک در سال 2004 محبوب ترین شبکه اجتماعی ایرانی معرفی شده است. البته با توجه به فیلتر دسترسی به اورکات، کاربران ایرانی برای پرنمودن خلاء دسترسی به شبکه های اجتماعی، به این شبکه روی آورده­اند. که بیش از یکصد میلیون بازدید ماهیانه از صفحات این سایت صورت می گیرد. فعالیتهای اصلی این سایت دوست یابی، اشتراک عکس، فیلم، ایمیل اختصاصی، کاریابی، پیام زنده و چت در فضای مجازی است. پول مجازی و خرید و فروش اینترنتی از دیگر فعالیتهای است که تقریباً گسترده بر روی این سایت انجام می شود.

آمارهای وکارکرد شبکه های اجتماعی در جهان

در پرسشی از کاربران اینترتی در خصوص اینکه آیا تا کنون پروفایلی از خود بر روی شبکه های اجتماعی قرار داده اند یا خیر، پاسخها به شرح زیر دریافت شد:

-         56% از کاربران اینترنت، پروفایل خود را بر روی اینترنت قرارداده اند.

-         54%  کاربران پروفایل خود را بر روی فیس بوک گذاشته اند.

-         13% کاربران اینترنت دارای پروفایل در سایت لینگدین هستند.

-         10% کاربران در سایت توئیتر پروفایل ایجاد کرده اند و

-         8%   سهم گوگل پلاس از پروفایل کاربران شبکه های اجتماعی است.

آماری که در زیر آمده است، نشانده مهمترین فعالیتهائی است که در شبکه های اجتماعی توسط بیش از 1.2 میلیارد کاربر انجام می شود.

برخی آمارهای مربوط به شبکه های اجتماعی

آمار شبکه های اجتماعی

مقدار / داده

تعداد کل کاربران بر روی شبکه اجتماعی فیس بوک

1.2 میلیارد عضویت

درصد کل کاربران با سنین 18 تا 24 سال که اغلب از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند.

98%

درصد کل انسانهای زمین که از فیس بود استفاده می کنند

11%

مقدار زمان کل که مردم بصورت ماهیانه صرف فیس بوک می کنند

700 میلیارد دقیقه

متوسط مقدار زمانی که هر کس ماهیانه بر روی فیس بوک می گذراند

15 ساعت و 33 دقیقه

تعداد کل کسانی که از طریق تلفن به فیس بوک دسترسی دارند.

250 میلیون نفر

نعداد کل وب سایتهائی که به فیس بوک ارتباطات دارند.

2.5 میلیون سایت

تعداد کل محتوائی که هر ماه بر روی فیس بوک به اشتراک گذاشته می شود.

70 میلیارد

تعداد کل کاربران منحصربفرد ماهیانه سایت یوتیوب

490 میلیون نفر

تعداد کل بازدید از صفحات یوتیوب در هر ماه

92 میلیارد بازدید از صفحات

مقدار ساعت کل که ماهیانه کابران بر روی سایت یوتیوب دارند.

2.9 میلیارد ساعت

تعداد کل مقالاتی که توسط ویکیپدیا عرضه می شود.

17 میلیون

متوسط عکس هائی که در هر دقیقه بر روی سایت فلیکر بارگذاری می شود.

3000 عکس

تعداد کل عکسهائی که توسط فلیکر به اشتراک گذاشته شده است.

5 میلیارد عکس

درصد نوجوانانی که بصورت روزانه بیش از 10 بار به فیس بوک وارد می شوند.

22%

درصد کاربران زیر10 سال فیس بوک

25%

درصد نوجوانانی که شبکه های اجتماعی را در شرایط  نامطمئن بازدید می کنند

59%

 



[1] - سایت خبری تحلیلی عصر ایران

داده کاوی در بانک ها، ضرورت ها و الزامات


مقدمه:

در سالهای اخیر دانش داده کاوی[1] همواره یکی از 10 دانش در حال توسعه است که به زعم دانشمندان در سالهای اخیر گسترش فوق العاده سریعی داشته و دهه آینده را با انقلاب تکنولوژیک مواجه خواهد ساخت. دانش داده کاوی فرایند کشف دانش پنهان دورن داده هاست. همان داده هایی که سازمانها و بطور ويژه بانکها هزینه های هنگفتی را برای جمع آوری و نگهداری آن متحمل می شوند ولی بهره برداری بهینه ای از آن بعمل نمی آید. فناوریهای داده کاوی سازمانها را قادر می سازد تا از سرمایه داده هایشان بهره برداری نموده و از این ابزار برای پشتیبانی فرایند تصمیم گیری استفاده کنند. این امر می تواند سازمانها و بويژه بانکها را قادر سازد تا در فضای رقابتی بازارهای داخلی و جهانی، مزیت رقابتی ایجاد نموده و رضایتمندی مشتریان را به دنبال داشته باشند.

اهمیت و ضرورت داده کاوی در بانک

بانک ها از جمله سازمانهائی هستند که سودآوری و موفقیت اشان به شدت به شناخت و رضایتمندی مشتریان با هدف داشتن مشتریان وفادار وابسته است. برخی از اندیشمندان معتقدند، سازمانها باید فرد به فرد مشتریان خود را بخوبی بشناسند و یاد بگیرند که کدام یک از مشتریان ارزش سرمایه گذاری و صرف تلاش مداوم را دارند و دور کدامیک را باید خط کشید. بانکها همواره به حفظ تعادل میان سود پرداختی به سپرده گذاران و سود حاصله از اعطای وام و تسهیلات توجه می کنند. عدم توجه مطلوب به این تعادل، معادله سود را بر هم می زند. در وضعیت نرمال و در کسب و کارهای کوچک مانند سوپرمارکت ها، شناخت صحیح که منجر به حفظ مشتریان راضی و وفادار می شود، در طی ماهها و سالها و با شناخت نیازمندیهای آنان رخ می دهد. در چنین کسب و کارهائی دامنه مشتریان آنقدر محدود است که فروشندگان قادر به ایجاد این شناخت بصورت ذهنی هستند. اما بانکها با میلیون­ها مشتری روبرو هستند و از مزیت این شناخت و برقراری روابط فردی حقیقی با تک تک مشتریان خود بی بهره­اند. ضمن اینکه به واسطه نوع کارکرد بانکها، جابجائی کارکنان شعب در سطح بالایی صورت می گیرد و این شناخت الزاماً به نسل بعدی کارکنان منتقل نمی شود. بنابراین با توجه به اینکه روابط با مشتری هر بار با کارمند متفاوتی بر قرار می شود، چگونه بانک می­تواند به این تعاملات توجه کند، آنها را به یاد آورد و از آنها درس بگیرد؟ چه چیزی می تواند جایگزین حس خلاق یک تحویلدار که مشتریانش را با اسم و از روی چهره و صدا می شناسد و عادات و ترجیهات آنها را به یاد می آورد شود؟

پاسخ این است که گرچه هیچ چیز نمی­تواند بصورت کامل جایگزین شود ولی با بکارگیری هوشمندانه فناوری اطلاعات این امر میسر خواهد بود. دانش و فرایند کارآمدی که بتوانند رابطه­ای یادگیرنده میان بانک و مشتریان برقرار نمایند از اهمیت ويژه برخوردار است، این دانش داده کاوی است. داده کاوی در بانک با بررسی و تجزیه و تحلیل مقادیر عظیمی از داده ها، به کشف الگوها و قوانین پنهان و معنی دار درون داده­ها می­پردازد و بر این اساس الگوی رفتاری مشتری شناسائی می­شود. دسته­بندی رفتاری متقاضیان وام و اعتبار به عناوینی نظر کم خطر، متوسط و پر خطر بخشی از داده کاوی است.

کاربردهای داده­کاوی در بانکها و گامهای اجرائی

معمول ترین کاربردهای داده کاوی در بانکها را می توان به شرح زیر برشمرد.

-         دسته­بندی و شناسائی مشتریان، با هدف برآورد میزان مجاز اعتماد بانک در ارایه ابزارهای بانکی.

-         دسته­بندی و شناسائی رفتار مشتریان برای اعطای تسهیلات و اعتبار با هدف کاهش ریسک افزایش مطالبات معوق.

-         دسته­بندی و شناسائی بیشترین نیاز و علاقه­مندی مشتریان بانک در دریافت خدمات بانکی.

-         شناسائی و خوشه­بندی عوامل رضایت مشتریان مبتنی بر نتایج رضایت سنجی مشتریان بانک.

-         شناسائی و خوشه­بندی پیش­ران های رضایتمندی مشتری در مشتریان وفادار و تعمیم به کل.

-         بهره­برداری در تشخیص و کشف تقلب حتی قبل از بروز تقلب.

-         کاربرد داده­کاوی در فرایندها پشتیبانی خدمات از دیگر کاربردهای آن است.

-         ...

برای اینکه دانش داده­کاوی موثر واقع شود، بانک باید اقدامات زیر را برای ایجاد رابطه یادگیرنده با مشتریان انجام دهد.

1-    به رفتار و آنچه مشتریان انجام می دهند توجه نماید.

2-    عملکرد خود و مشتریان را در طی زمان­های مختلف به یاد داشته باشد.

3-    از آنچه به یاد می آورند درس بگیرد.

4-    رفتارهای خود با مشتریان را بر اساس آنچه آموخته تنظیم نماند.

بدیهی است یادگیری در خلأ اتفاق نمی­افتد لذا سه ضرورت مهم، یعنی سیستم­های پردازش تعاملات برای پی بردن به تعلاملات مشتریان، انباره داده­ها[2] برای ذخیر سازی داده های رفتارهای گذشته مشتریان و یک استراتژی برای رابطه با مشتری باید وجود داشته باشد تا آن برنامه ها را به مرحله عمل درآورد.

بانکها بصورت قابل توجهی در دو بخش اول موّفق عمل می­نمایند. یعنی، مشخصات و سوابق ارتباط با مشتریان را بصورت دقیق ثبت می­کنند و انباره داده ها بصورت غنی در بانک وجود دارد ولی مرحله سوم که تحلیل رفتار و تدوین استراتژی برای رابطه با مشتریان می­باشد ضعیف است. در این بخش داده کاوی نقش کلیدی بازی می­کند.

کارآئی داده­کاوی زمانی نمود می­یابد که این دانش در زمینه­ای بکار گرفته شود و نتایج حاصل از آن در بانک امکان پیاده سازی داشته باشد بگونه ای که به بانک اجازه تغییر رفتار بر اساس نتیجه حاصل از یادگیری را بدهد. داده کاوی باید در بطن استراتژی روابط با مشتری بانک قرار گیرد تا برنامه عملیاتی که بایستی انجام گیرد مشخص شود و این عمل در نتیجه آنچه از طریق داده کاوی یاد گرفته شده صورت می پذیرد.

در این مرحله داده کاوی فرایند تصمیم سازی را به انجام می رساند و تصمیم گیری را به مدیران می سپارد. در واقع داده کاوی به بررسی و تجزیه و تحلیل مقادیر عظیمی از داده ها به منظور کشف الگوها و قوانین پنهان و معنی دار درون داده ها اطلاق می شود. تفاوت اصلی میان داده کاوی و تجزیه و تحلیل کلاسیک داده ها را می توان در این د انست که در مدلهای کلاسیک، توابع[3] که برای تحلیل استفاده می شوند بر اساس سوابق ذهنی و برداشت های تحلیل گران از وضعیت صورت می گیرد ولی در داده کاوی توابع از دل داده ها و توسط سیستم ساخته می شود.

مزایای داده کاوی

بدین ترتیب، داده کاوی فرایند کشف دانش پنهان درون داده هاست که با برخورداری از دامنه وسیع زمینه های تخصصی، و با توصیف، تشریح و پیش بینی پدیده های گوناگون پیرامونی، دارای کاربردی بسیار وسیع است. هر جا که از آمار استفاده می کردیم در حال حاضر می توانیم با امکان استفاده از داده های بزرگ[4]، داده کاوی انجام دهیم.

مزایای داده کاوری را می توان به شرح زیر خلاصه نمود.

-         فرض های ساده مانند استقلال و یا وابستگی احتمالی همه پدیده ها را در نظر نمی گیرد.

-         دینامیک است و محدود به توابع تعریف شده قبلی نیست. یعنی توابع بصورت دینامیک و دائماً از داده های خام موجود در مخزن داده ساخته می شوند. لذا مدل محدود به تابع خاص نیست.

-         آنالیزهای هم زمان بر روی پدیده های مختلف صورت می گیرد.[5]

-         به بومی سازی مدل نیازی نیست. چون مدلها و توابع دائماً از بتن داده ها ساخته می شود. و چون داده ها متعلق به سازمان است، بومی سازی معنی ندارد.

-         عدم نیاز به اعتبار سنجی نتایج محصول استخراج مدل از داده ها است.

-         اشکالات معمول حاصل از نمونه گیری آماری در داده کاوی وارد نمی شود. حجم داده در داده کاوی بستگی به موضوع داده کاوی دارد.

-         داده کاوی نیازمند به فرضیه نیست. و ممکن است برای اثبات فرضیه از داده کاوی استفاده شود.

-         در داده کاوی آنالیزهای واقعی صورت می گیرد و به توزیع داده ای وابسته نیست. از دیدگاه داده کاوی همه چیز به همه چیز مرتبط است و آنهائی که بهم نزدیک ترند، مرتبط ترند.

بانکهای امروز برای موفقیت و کسب سود فراوان ناشی از شناخت نیازمندیهای مشتریان و ایجاد رفتارهای متناسب با نیاز آنها که منجر به بهینه سازی سود و بهرمندی دوجانبه مشتری و بانک شود از داده کاوی استفاده می نمایند.

شش عمل و وظیفه مهم را می توان برای داده کاوی به شرح زیر برشمرد که سه مورد اول در گروه داده کاوی هدایت شده و دو مورد بعدی در گروه داده کاوی غیر هدایت شده هستند و نمایه سازی نیز عملی توصیفی است:

-         دسته بندی (Classification)

-         تخمین (Estimation)

-         پیش بینی (Prediction)

-         گروه بندی شباهت (Affinity Grouping)

-         خوشه بندی (Clustering)

-         توصیف و نمایه سازی (Profiling)

در پایان باید گفت داده کاوی یکی از مولفه های مهم مدیریت تحلیلی ارتباط با مشتری است و هدف آن ارتباط موثر با مشتری است که به باز تولید روابط یادگیرنده می انجامد. تعاملات یک بانک با مشتریانش داده های زیادی را تولید می کند، این داده ها در وهله اول از طریق سیستم های پردازش تعاملات[6] مثل فایل اطلاعات مشتریان تولید می شود، سپس داده ها جمع آوری، تصفیه اتوماتیک و خلاصه می شوند تا در انبار داه های مشتری قرار گیرند. یک انبار داده مشتری که بخوبی طراحی شده، حاوی اطلاعات تاریخی درباره تعاملات مشتریان است که به صورت حافظه بانک عمل می کند. با استفاده از ابزارهای داده کاوی و تحلیل داده های تاریخی، بانک چیزهای جدیدی درباره مشتریان یاد گرفته که در نتیجه استفاده از دانش ایجاد شده، قادر خواهد بود که در آینده به مشتریان خود بهتر خدمت رسانی نماید.

 بزرگترین بهره برداران از داده کاوی در امریکا عبارتند از:

-         ده نفر اول ثروتمندترین افراد در کشور امریکا

-         شرکت گوگل[7]

-         شرکت فروشگاه های زنجیره ای وال مارت[8]

-         شرکت آمازون[9]

-         شرکت ایی بی [10]

 

                                  برگرفته از کتاب داده کاوی نوشته دکتر جمال شهرابی



[1]  Data Mining

[2] -Data Warehouse

[3]  Function

[4]  Large Data

[5] - اگر در تحلیل هم زمانی تحلیل پدیده های مختلف وجود نداشته باشد، مدل داده کاوی نیست.

[6] - Transaction Process System (TPS)

[7]-  Google

[8]-  Wal-Mart

[9] - Amazon

[10]-  e-bay

بازمهندسی فرایندها، ابزار مهندسی سازمان در عصر دانائی

مقدمه

       ارتباط انسان با سازمانها­ و مدیریت آن، به اندازه تاریخچه اولین تشکل های انسانی برای زندگی اجتماعی، قدمت دارد، اولین تشکل های انسانی و تلاش برای دستیابی به اهداف گروهی نقطه آغاز مدیریت و علم سازماندهی است، ولی بررسی علمی شیوه های مدیریت سازمان با اولین نظریه های آدام اسمیت و تیلور همراه است و می توان گفت کارخانه‌ها مهم‌ترین دلیل در قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا برای شکل‌گیری دانش مدیریت به سبک امروز بوده اند. اما در عصر حاضر سرعت سرسام آور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ما را با شکل بسیار پیچیده تری از سازمان­ها و شیوه اداره آن روبرو کرده است. مدیریت علمی امروز، چنان با لایه های فناوری اطلاعات درهم تنیده شده، که هر جا سخن از علم سازمان به میان می آید، مفاهیمی از دانش فناوری اطلاعات و کاربردهای آن در مدیریت سازمان خودنمائی می کند. این نقش بی بدیل تا آنجا پیش می رود که بدون درک صحیح از فناوری اطلاعات، طرح ریزی مدیریت و ایجاد تغییر در سازمانها بسیار دشوار است. مدیران سازمانهای موفق، مدیرانی با شناخت و درک صحیح از سازمان هستند و بزرگترین چالش آنان، انتخاب و بکارگیری فناوری های اطلاعاتی نوین و پایه ای است که سازمان را به موفقیت نزدیک می کند. عدم درک صحیح متولیان ارشد سازمان از بکارگیری روشها و الگوهای مدیریت نوین و مدیریت تغییرات، دوره عمر سازمانها را کوتاه و هزینه های گزاف (هزینه های ناپایداری در راهبردها، تغییرات ناهمگون و تزلزل مدیریتی) را برای سازمان بهمراه دارد.

     از جمله تغییرات کلان دهه های اخیر در علم سازمان، ورود واژه­های فرایند، مدیریت فرایند، شاخص های فرایندی، مدلسازی فرایند، .... و بازمهندسی فرایندها  است که  از نقش  و حضور فناوری اطلاعات در سازمانها نشات گرفته است. هنگام بحث در مورد چگونگی بهبود روش کار در درون هر سازمانی، مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار یک ابزار متداول است. چرا؟

     پاسخ این است که بهینه سازی فرآیندهای کسب و کار، با از بین بردن مراحل زائد در فرایندها به طور قابل توجهی به بهبود بهره وری سازمانی کمک کند. در این مقاله سعی می شود با تمرکز بر بازمهندسی فرایند بعنوان یکی از ابزارهای مهندسی سازمان، به موارد زیر بپردازیم.

·         اینکه مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار (BPR) در مورد همه چیز کاربرد دارد.

·         معرفی هفت زمینه اصلی در بازمهندسی فرایندهای کسب و کار.

·         شناسائی برخی ابزارهای قابل دسترسی برای بازمهندسی.

·         ارایه الگوئی برای تسهیل BPR در راستای بهبود فرآیندهای کسب و کار.

فرایند چیست؟

اگر شما در شعبه بانک در صف منتظر انجام خدمات بانکی برای برداشت وجه از سپرده اتان باشید، می توانید نیاز به ایجاد بهبود در فرایند را حس کنید. در این مورد، "فرایند" فرایند تحویلداری است و هدف این فرایند، اخذ درخواست شما و پرداخت وجه به شما است. این فرایند با اخذ برگه نوبت از سیستم کنترل صف شروع و با دریافت وجه مورد نظرتان و خروج از شعبه به پایان می رسد. شما مشتری شعبه هستید. در بانک خود پول دارید و می خواهید پول خود را برداشت کنید و بانک ارایه کننده خدمات است.

در این مثال، مراحل فرایند فعالیت­هائی هستند که شما بعنوان مشتری و کارکنان شعبه بعنوان ارایه کننده خدمات بانکی انجام می دهند تا برداشت وجه از سپرده محقق شود. در این مثال ساده ما با هم یک فرایند کسب و کار بانکی را توضیح دادیم. فرایندهای دیگر کسب و کاری را که در شعبه و یا محل کار خودتان وجود دارد را در ذهن مرور کنید. مانند درخواست صدور دسته چک، درخواست تسهیلات، واریز وجه به سپرده، عملیات حسابداری، انتقال وجه، افتتاح سپرده جدید، بستن سپرده و غیره

داونپورت و شورت[1] (1990) فرآیند کسب و کار را "مجموعه ای از کارهای مرتبط منطقی که برای رسیدن به نتیجه کسب و کار تعریف شده انجام می شوند" تعریف می کنند. یک فرایند، مجموعه ای ساخت یافته از فعالیت های طراحی شده برای تولید یک خروجی مشخص، برای یک مشتری یا بازار خاص است. این موضوع دلالت بر تاکید قوی بر چگونگی انجام کار در یک سازمان دارد[2]. در نظر آنان، فرایندها دارای دو ویژگی مهم هستند:

1- دارای مشتری اند (داخلی یا خارجی)،

2- از مرزهای سازمان عبور می کند،

یعنی یا در واحد و یا بین زیر واحدهای سازمانی رخ می دهند. فرایندها عموماً با عبارت نقطه شروع و نقطه پایان، رابط ها، و واحدهای سازمان مرتبط، به ویژه واحد مشتری معرفی می شوند. فرآیندهای مهم باید مالک فرایند داشته باشد.

مهندسی مجدد فرایند چیست؟

بهبود فرآیندهای کسب و کار برای سازمان ها و کسب و کارها از آن جهت مهم است که در بازار رقابت باقی بمانند و محصولات و خدمات بهتری ارائه دهند. بهبود فرآیند کسب و کار ([3]BPI) کوششی هدفمند برای درک، نقشه برداری و اندازه گیری روند (فرایند) فعلی، و نهایتاً بهبود عملکرد است. این روش برای بهبود مستمر و تدریجی بسیار موثر است.

امروزه، سازمانها علاوه بر تغییرات تدریجی، به موفقیت های بزرگ می اندیشند. یک روش برای تغییر سریع و بهبود چشمگیر ظهور پدیده بازمهندسی فرایندهای کسب و کار[4]  (BPR) است.

مایکل هامر و جیمز چامپی مهندسی مجدد را" بازاندیشی و بازطراحی بنیادین فرآیندهای کسب و کار برای دستیابی به بهبود فراگیر و اقدامات همزمان برای اندازه گیری کارآئی نظیر هزینه، کیفیت، خدمت و سرعت" تعریف می کنند[5]. برای درک بیشتر خوانندگان عزیز در ادامه خواهیم گفت که بازمهندسی فرایندهای کسب و کار چه چیزی نیست و چه چیزی هست!

بازمهندسی فرایندهای کسب و کار (BPR) چه چیز نیست؟

o        استقرار نرم افزارهای جدید برای پوشش همان فرایندهای قبلی کسب و کار

o        تکامل فرایند قبلی

o        بهبود تدریجی

o        کوچک سازی

o        سازماندهی مجدد و تجدید ساختار صرف

o        راه حل تک بعدی

o        تداوم حفظ وضع موجود

و حالا بازمهندسی فرایند های کسب و کار چه چیزی است؟

o        شروع مجدد و تغییر اساسی در روشهای انجام کسب و کار

o        نوآوری و خلاقیت در ایجاد فرایندهای نو

o        بکارگیری بهترین شیوه ها و توانمندسازها

o        راه حل یکپارچه و چند بعدی

o        تغییرات فرا وظیفه ای و درون واحدی

 o      خروج از جریان مدیریت فعالیتها


[1] - Davenport & Short

[2] - Davenport(1993)

[3] - Business Process Improvement

[4] - Business Process Reengineering

[5] - Reengineering the corporation, Michael Hammer, James champy, 2005